تمام آرزوهایم... - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 19:57
انقدر زمین خورده ام که رنگ آسمان را فراموش کرده امبوی خاک میدهند تمام ارزوهایم !  
هزار دلیل... - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 19:57
هزار دلیل... گاهی بی هیچ بهانه ای کسی را دوست داری،اما گاهی با هزار دلیل هم نمی توانییکی را دوست داشته باشی ! + نوشته شده در یکشنبه پنجم آذر ۱۳۹۶ساعت 22:28 توسط A.F |
اینجا... - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 19:57
اینجا تا لباس را سیاه نبیننـدباور نمیڪننـدچیزی را از دست داده ای!
نه آرامشی... - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 19:57
رفتی... و نخواستنت پای من ماند... اکنون همه مرا مقصر می دانند... و تو... به خیالت آبرو داری کرده ای... کاش می دانستی اکنون برای من... نه آبرویی مانده... و نه آرامشی...              A.F  
ویرایش نشده - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 19:57
 خسته ام... آشفتگی این روز ها... کلافه ام کرده...
می خواهم... - تاریخ: 1396/8/29 ساعت: 12:02
یک چیز هایی هرچند ساده گاهی خوشحالت &#
میز کار این نوشته ها... - تاریخ: 1396/8/29 ساعت: 12:02
میز کار این نوشته ها مرا می برد به دورانی که می توانستم در خیالم لحظاتی را آن طور که می خواستم سپری کنم... چه حیف که هیچ کدام... آنطور که من می خواستم نشد... حال هم همین است... حتی آنطور که می خواهم نوشته نمی شوند...
خوب است... - تاریخ: 1396/8/29 ساعت: 12:02
من می گویم خوب است... میان تمام نداشتن ها... یک تنها بودن برایمان مانده...
چرا... - تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 2:03
چرا خیال می کنی من آرامم... یادم می آید &#17
سین... - تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 2:03
سین مهربانم... کاش یک بار دیگر می آمدی... &#
ساعت ها... - تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 2:03
ساعت ها از رفتنش می گذرد... روز های زیادی ... ماه ها... وسال هایی بی انتها... من تمامش را دوام آورده ام... کاش می آمد...
آرامش را... - تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 13:50
آرامش را... آرامش را... این روز ها... به من بدهکارند... زیااااد... + نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 17:22 توسط A.F |
گاهی... - تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 13:50
گاهی... باید به دنبال یک چیز هایی گشت... شاید خاطراتی... جایی... میان کسانی... جا مانده باشد...
آیینه... - تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 13:50
آیینه هزار تکه شد... اما هنوز هم می گوید... تو به من می آیی...  
غم هایت که زیاد شوند... - تاریخ: 1396/8/18 ساعت: 20:17
غم هایت که زیاد شوند... از یک حدی که بگذ&#15
خسته ام... - تاریخ: 1396/8/18 ساعت: 20:17
خسته ام... به اندازه ی تمام روز های بودن... و نبودنم...
شاد که هستند.... - تاریخ: 1396/8/18 ساعت: 20:17
شاد که هستند... غصه ام می شود... حسود نیستم... کمی دلتنگم... دلتنگ تمام شادی هایم... که گمشان کردم...
نمی دانی چه دردی دارد؟ - تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 5:41
نمی دانی چه دردی دارد؟... باید از آرزویی بگذرم... که تنها انگیزه ی... زندگی من است...
ز دست خیال... - تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 5:41
نمی دانم چرا این روز ها... به قول سعدی مجال خواب نمی باشد...ز دست خیال...
آرامم...اما... - تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 5:41
آرامم... اما نه آنقدر که باید... این حس... برای این روز های آشفته... کم است... خیلی کم...